الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

439

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

سوى او برخاست كه او را ذِعْلب مىگفتند ( و ذعلب مردى بود زبان‌آور و صاحب بلاغت در خطبه‌ها و دلير و قوى دل ) عرض كرد كه : يا امير المؤمنين ، آيا پروردگار خود را ديده‌اى ؟ حضرت فرمود : واى بر تو اى ذِعلب ، من هرگز چنان نبوده‌ام كه پروردگارى را عبادت كنم كه او را نديده باشم . عرض كرد : يا امير المؤمنين ، او را وصف كن كه چگونه ديدى ؟ فرمود : واى بر تو اى ذِعلب ، چشم‌ها او را نديده و نمىتواند ديد به مشاهدهء ديدن با ديدْها ، و ليكن دل‌ها او را به حقايق ايمان ، كه اركان آن است ، ديده . واى بر تو اى ذعلب ، به درستى كه پروردگار من ، در غايت لطافت است ، و ليكن او را به لطافت معروفه وصف نمىتوان كرد . و در نهايت عظمت و بزرگى است ، و ليكن او را به عظمت معهوده شرح نمىتوان كرد . و كبريايى و بزرگوارى و فرمان‌روايى او به منتهى رسيده ، و ليكن به بزرگى و پيرى متصف نمىشود . و جلالتش به اعلا مرتبه رسيده ، و ليكن به غلظت و گندكى وصف نمىشود . پيش از هر چيزى بوده است ، به وضعى كه نمىتوان گفت كه چيزى پيش از اوست ، و بعد از هر چيزى خواهد بود ، به طورى كه نمىتوان گفت كه او را بعدى مىباشد . چيزها را ( كه موجودات‌اند ) خواسته ، نه به قصد تازه و آهنگى كه ديگران دارند ، و همه را درك مىكند و مىيابد ، نه به تدبير و كار كردن در آن ، چنانچه غير او چنين مىكند . در همه چيز است ، اما با آنها ممازجت و آميزش ندارد ، و از آنها جدايى نيز ندارد . و ظاهر و هويدا است ، نه به تأويل مباشرت كه با كسى روبه‌رو شود . و آشكار است ، نه به آشكارايى رؤيت كه كسى او را ببيند . و دور است ، نه به مسافت مكانى و نزديك است ، نه به مدانات ( كه به واسطهء قلّت مسافت به چيزى نزديك شده باشد ، بلكه قرب و بُعد آن جناب از مكوّنات ، به اعتبار صفات و ذات است ) ، و لطيف است ، نه به اعتبار تجسم ( كه جسمى داشته باشد ، كوچك و لاغر و نازك ، بلكه لطافتش به اعتبار آفريدن اينها است ) . و موجود است ، نه بعد از عدم ( كه در زمانى نبوده و به هم رسيده باشد ، بلكه هميشه بوده ) ، و كارها مىكند ، نه به اضطرار و ناچارى ( بلكه آنچه مىكند از روى اختيار است ، كه اگر نخواهد ، نمىكند ) و تقدير مىكند ، و هر چيزى را اندازه مىدهد ، نه به وساطت حركت ( چنانچه صانعان به حركت ذهن و بدن محتاج‌اند ) ، شنوا است ، نه به توسط آلت ( كه گوش داشته باشد ) ، و بيناست ، نه به اعتبار ادات ( كه چشم داشته باشد ) مكان‌ها او را فرا نمىتوانند گرفت ، و زمان‌ها او را در بر نمىتوانند كشيد ، و صفات او را محدود نمىتوانند ساخت ، و